فرمانده محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در جمع امامان جمعه سخنرانی کرده و گفته اند: براساس قانون بی حجابی جرم محسوب می شود و ما بارها اعلام کرده‌ایم خودرو حریم خصوصی نیست و کشف حجاب در آن جرم محسوب می‌شود. برهمین اساس طرح «ناظر- یک» را راه اندازی کرده ایم که خوشبختانه اثرات مثبتی […]

فرمانده محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در جمع امامان جمعه سخنرانی کرده و گفته اند: براساس قانون بی حجابی جرم محسوب می شود و ما بارها اعلام کرده‌ایم خودرو حریم خصوصی نیست و کشف حجاب در آن جرم محسوب می‌شود. برهمین اساس طرح «ناظر- یک» را راه اندازی کرده ایم که خوشبختانه اثرات مثبتی نیز به همراه داشته است.

به گفتۀ سردار اشتری «از ابتدای اجرای این طرح تاکنون، حدود ۳۰۰ هزار پیامک برای افراد متخلف ارسال شده که از این تعداد ۱۵۰ هزار نفر برای اخذ تعهد مراجعه کرده اند که با برخورد محترمانه از آنها تعهد اخذ شده؛ همچنین اعلام شده در صورت تکرار، خودرو آنها توقیف و در مرحله بعد به مراجع قضائی معرفی خواهند شد.»

در این گفتار برآن نیستم به موضوع نوع مقابله با پوشش زنان و دختران بپردازم. انگیزه این نوشته اما دو نکته دیگر است:

اول این که در تصویر تلویزیونی دیدیم تمام شنوندگان روحانی و به احتمال زیاد امام جمعه شهری بودند و سخنران فرمانده پلیس. اگر هدف ارایه گزارش باشد یا نزدیک کردن روحانیت و پلیس، تصویر مناسبی است ولی در دهه های گذشته عکس این تصاویر را می دیدیم. نیروهای پلیس می نشستند و روحانیون سخنرانی می کردند و از اخلاق و مذهب یا سیاست می گفتند.

نکته دوم که مهم تر است اما این است که در نگاه مذهبی انجام دادن یا انجام ندادن کاری باید از «ترس خدا» باشد نه از «ترس پلیس». چنانچه ترس از پلیس جای ترس از خدا را بگیرد هر جا که پلیس نباشد دلیلی برای رعایت نزد کسانی که باور ندارند مرتکب گناهی می شوند باقی نمی ماند.

به عبارت دیگر کار به جایی می رسد که هرچند زنان و دختران «پوشش مورد نظر پلیس» را از «ترس پلیس» رعایت کنند ولی اعمال مورد نظر روحانیون را انجام ندهند چون دربارۀ این امور دیگر پلیسی نیست که پیامک بدهد و جریمه کند . یا در خودرو رعایت کنند ولی وقتی پیاده باشند رعایت نکنند مگر این که در طرح ناظر بعدی هر کس موظف شود پلاکی از کد ملی خود را به گردن بیاویزد تا قابل شناسایی و برخورد پلیس باشد.

جان کلام این که جنس ترساندن روحانیون باید از جنس ترساندن پلیس متفاوت باشد.

تصور کنید احترام فراوان مردی به پدرش را مشاهده کنیم و بعد دریابیم اگر احترام نگذارد خانه و مغازه و سرمایه را از فرزند می گیرد.

مورد دیگر اما مردی است که هیچ رابطه مالی با پدرش ندارد و احترام او تنها به خاطر سن وسال و رابطه معنوی پدر و فرزندی است.

اولی ترس است و دومی «خشیت». خشیت، ترس از سر احترام و با صبغۀ معنوی است. پلیس باید با ابزار مادی بترساند ولی روحانیون نباید با ابزار مادی بترسانند بلکه با ترساندن از مجازات های دینی انگیزه انجام یا ترک فعل ایجاد کنند و به عبارت دیگر تنها در کار ابلاغ باشند. اختلاط وظایف این دو نهاد شاید به نفع پلیس باشد اما گمان نمی‌کنیم به نفع روحانیت باشد. چون امید روحانیت به تأثیر کلام خود در نفوس مؤمنین بوده و باور مردمان به حلال و حرام دنیوی و اجر و عِقاب اخروی نه زور و ترساندن پلیس.

  • نویسنده : سروش بامداد
  • منبع خبر : عصرایران