1
گفتگو با مهدی ابراهیمی هنرمند معلول

کوتاه قامتِ بلند همت

  • کد خبر : 12496
  • ۲۳ تیر ۱۳۹۹ - ۷:۴۷
کوتاه قامتِ بلند همت

بی شک همه ما در زندگی به افراد با معلولیت های مختلف برخورد داشته‌ایم و این مواجهه معمولأ با واکنش هایی درون زا یا برون زا همراه است که در خوشبینانه ترین حالت با اهداف انسان دوستانه در انجام امور به او کمک می کنیم، برای شفای او دعا می کنیم یا معلولیت او را […]

بی شک همه ما در زندگی به افراد با معلولیت های مختلف برخورد داشتهایم و این مواجهه معمولأ با واکنش هایی درون زا یا برون زا همراه است که در خوشبینانه ترین حالت با اهداف انسان دوستانه در انجام امور به او کمک می کنیم، برای شفای او دعا می کنیم یا معلولیت او را بهانه ای برای شکر تندرستی خودمان قرار می دهیم .

عکس آن هم هست. یعنی  گاهی روی می گردانیم تا تصویری از زندگی مشقت بارشان نبینیم یا مسیر حرکت مان را تغییر می دهیم و دهها واکنش دیگر . با این حال گاهی به فکر فرو می رویم با سوالات گوناگون، از نحوه زندگی آنها گرفته تا چگونگی برخورد با موانع و تطبیق پذیری با مشکلات در جامعه ای که حداقل امکانات را نیز برای آنها در نظر نگرفته! این ها ذهن ما را به خود مشغول میسازد تا ذره ای و شاید لحظه ای تلنگر را احساس کنیم و با این توجیه که ما مسئولیت یا راه چاره ای نداریم، گاهأ به سادگی عبور می کنیم و این اتفاق در صندوق خاطرات ذهنمان بایگانی می شود. بخشی از این اتفاق آنجا دردناکتر می شود که با بکارگیری برخی واژگان مربوط به معلولیت که نوعأ معانی منفی، ناخوشایند و گاه تحقیر آمیزی نیز برخود حمل میکنند مواجه می شویم که در این خصوص برخی معتقدند که به طور مثال اگر برای کسی که توانایی شنیدن ندارد از واژه  «کر » استفاده شود به الگوی اجتماعی معلولیت آسیب وارد شده و اگر از واژه «ناشنوا» استفاده شود به الگوی پزشکی این نوع معلولیت که همه موارد و درجات ناشنوایی را شامل نمی شود آسیب زده ایم..

با این مقدمه به سراغ یکی از چهره های شناخته‌شده تلویزیونی دارای این معلولیت رفتم تا بیشتر با زوایای پنهان زندگی این عزیزان آشنا شویم.

با سلام و‌تشکر از حضورتان در این مصاحبه با همان سوال کلیشه ای و همیشگی «معرفی خودتون» و اینکه در صورت ازدواج دارای چند فرزند هستید شروع می کنیم؟

بنده مهدی ابراهیمی متولد ….فکر می کنی چند سال دارم ؟

والا چه عرض کنم خیلی سخته شاید حدود سی و اندی یا کمی بیشتر

 بنده متولد ۱۳۵۰ هستم  یعنی حدود ۴۹ سال دارم .

ازدواج کرده اید ؟و‌ در صورتی که پاسخ مثبت است چند فرزند هستید؟

بله. سال ۷۲  ازدواج کردم که حاصل اون یک پسر و یک دختر و سال ها زندگی شیرینی است که در کنار آنها دارم

شرایط جسمی همسر و فرزندان تان چگونه است ؟

هم همسرم و هم فرزندانم ظاهر طبیعی دارند

خب جالب شد حتمأ خواستگاری تان هم پر ماجرا بوده؟

 بله طبیعتأ خانواده و اطرافیان ایشون خیلی مخالف بودند اما خودشون با این موضوع مشکلی نداشتند چون از درک بسیار بالایی برخوردار بودند و معیارهای متفاوتی برای زندگی مشترک داشتند و خواسته های دیگری از من داشت.

هیچ وقت به درمان خودتون فکر کردین ؟

 خیر این بیماری ژنتیکی است و اساسأ درمانی برایش وجود ندارد. هر چند برخی دوستان سعی کردند با تزریقات خاص چند سانتی متری به قدشان اضافه کنند ولی من معتقدم در دنیا هیچ چیزی زیباتر از آنچه خداوند خلق کرده وجود ندارد و اگر عیبی هست در نوع نگاه خودمان است.

چطور با این مسئله کنار می آیید و معمولا در خلوت‌تان با خدا چی می‌گذرد ؟

ببینید این موضوع برای من حل شده. جز در ایّام کودکی و مسائل خاصی که تجربه کردم که گاه بسیار آزار دهنده بود از نگاه کردن های خاص تا تمسخر و خنده هم سن و سال ها پس از مدتی خودم رو پیدا کردم و از خودشناسی به خداشناسی عمیقی رسیدم و فهمیدم این قدر معیارهای ارزشمند در زندگی وجود دارد که این مسائل در اون گم هست. انسانهای خوب با بصیرت زیبایشان ماندگار می شوند و من همیشه شکرگذار بوده ام

حتمأ این تفاوتهای ظاهری واکنشهای متفاوتی را هم در پی دارد مثلا قبل از همین مصاحبه که در فرصت بدست آمده بین یکی از اجراهای عمومی شما در تبریز انجام می شه چند تا پسر کوچولو که براشون تازگی داره در رو باز کردن و از لابلای در با کلماتی مثل وای بچه ها، اینجاروووو، این آقا کوچولوهه( همراه با تعجب و‌خنده) رو شاهد بودم و جالبه خود من هم اطلاع نداشتم که شما قراره واسه اجرا تشریف بیارید و ‌در ذهن خودم منتظر یک آدم حداقل معمولی به عنوان مدیر برنامه بودم‌ و انصافأ وقتی شما رو دیدم خیلی جا خوردم ودر لحظات اولیه نمی دونستم دقیقأ چطور باید با شما ارتباط کاری برقرار کنم.

  خب در برخورد اول عمدتأ برایشان غیر قابل باور است و احساس می کنند ما از توانایی‌  های یک فرد معمولی برخوردار نیستیم اما جلوتر که می ریم‌ کم کم این تفکر تغییر می کنه و طبیعتأ هیچ‌چیز بیشتر از نگاه سنگین و گاهی تمسخر آمیز سخت نیست . وقتی آزار دهنده می شود که تلخ باشد و در مقابل عده زیاده ای از مردم هم هستند که همیشه با ابراز احساسات به هر طریقی ما رو مورد لطف قرار می دن اما مهم اینه که ما بتونیم در دراز مدت نگاه جامعه رو تغییر بدیم یکی از تفاوتها همین بود که عرض کردم اما این خاص بودن باعث شده که مردم بیشتر ما رو‌ ببینند و ‌توجه کنند که خودش لطف و هدیه بزرگی است از سوی خداوند

بریم سراغ فعالیتهای هنری تان. از کجا شروع کردین و مهمترین آثار هنریتان چه بوده ؟

حدود سالهای ۷۰یا ۷۱ بود که خیلی ها می اومدن دنبالم و‌ پیشنهاد همکاری می دادن. یادمه سال ۷۵ بود که فکر می کنم‌ دو شبکه تلویزیونی بیشتر نداشتیم در برنامه ای به نام (بابا گلاب ننه گلاب) حضور داشتم‌که جزو بهترین کارهای من با ۸۵ درصد مخاطب بوده همینطور نقش آفرینی در فیلمهایی مثل (اگه می تونی منو بگیر) نوشته محسن تنابنده و ( مستأجر) در کنار بزرگانی چون جهانگیر فروهر و‌ پروین سلیمانی و‌ حسنک، آرزوی بزرگ، همیشه پای یک زن در میان است و مشارکت در برنامه های مختلف فرهنگی و البته سه دوره هم مهمان ویژه برنامه ماه عسل بودم به هر شکل کارهای هنریم تاکنون ادامه پیدا کرده و در مجموع فکر می کنم زندگی بهترین هنر است و همیشه سعی کرده ام خوب زندگی کنم.

برخی از افرادی که وضعیت جسمی مشابه شما دارند در سینما و تلویزیون حضور چشم گیری داشتند و بسیار به افزودن بر جذابیت های اون آثار کمک کردند که این موضوع معرف بخش کوچکی از توانایی این قشر محسوب می شود فکر می کنید کدامیک از این آثار بیشتر مورد توجه قرار گرفتند؟

 بله اتفاقأ عمدتأ فیلمهای خاطره انگیزی هم بوده اند از جمله نقشی که یکی از عزیزان در فیلم هزار دستان داشتند همینطور اجرای نقش مرحوم رشید اصلانی در فیلم هایی چون سمندون، دیگه چه خبر، سوته دلان، کمال الملک، هنرپیشه،  هامون و … والبته سرآمد همه آنها اسدا… یکتا است که بالغ بر هفتاد فیلم رو ایشون از سالها قبل از انقلاب تاکنون کار کردند اما دریغ از اینکه اکنون کسی سراغی از وضعیت او بگیرد تا جایی که این قدر مورد کم لطفی قرار گرفت تا برای گذران زندگی خود ناچار به سیگار فروشی هم شد و این شایسته نیست هر چند تا زمانی که مرحوم فردین در قید حیات بود از ایشان حمایت می کرد و این حضور تنها در این بخشها خلاصه نمی شود تا جایی که بنده خودم هم در انتخابات شورای شهر کاندید شده بودم تا شاید بتوانم از این طریق قدم کوچکی بویژه برای رفع موانع و ‌مشکلات معلولان بردارم و به عنوان کوتاه قدترین نامزد شورای شهر هم شناخته شدم.

بخشی از مرد سالاران  معتقدند مرد باید از همسرش بلندقدتر باشد تا به قول خودشان در اعمال یک حاکمیت روانی بر زن موفق تر باشند.در منزل شما این ارتباط چگونه است؟

از همان ابتدا مبنای زندگیمان بر عشق و علاقه استوار بوده و اصلأ این مسائل نقشی ندارد که اگر اینگونه نبود قطعأ این حواشی زندگی رو بسیار سخت می کرد اما در مجموع همیشه سعی می کنیم به سلایق  همدیگر احترام بگذاریم. خب حالا که پای همسر به میان آمد برای تلطیف فضای گفتگو‌ بد نیست اشاره کنم به  چاپ مصاحبه ای بسیار قدیمی با آقای اسدا… یکتا مربوط به قبل از انقلاب که از وی پرسیده شده بود چگونه همسرتان را می بوسید که پاسخش بسیار جالب بود و به شوخی گفته بود چهار پایه ای را می گذارم اما باز هم قدم نمی‌رسد(با خنده).

فیلمها و افسانه های زیادی در مورد آدم کوچولوها وجود دارد تا چه اندازه نسبت به این مسئله باور پذیری دارید؟

داستان آدم کوچولوها شاید افسانه باشد اما بر اساس مطلبی که چند سال پیش در خبرگزاری مهر خواندم برخی حقایق مبتنی بر یافته های علمی و ‌تاریخی  از وجود شهری اعجاب انگیز در ابعاد بسیار کوچک و دیوارها و‌ منازلی متناسب با افراد با قد کمتر از یک متر در حاشیه کویر شهداد کرمان حکایت دارد، این شهر با قدمت چندین هزار ساله از زیر خروارها شن و‌ ماسه سر بر آورده و ظاهرأ وسائلی کوچک نیز در آن یافت شده در حالیکه درب خانه هایشان هم گل اندود بوده و این واقعیات انکار ناپذیر به نظر می رسد.

  برای جمع بندی برویم سراغ،حمایتهای قانونی. قاعدتأ نیاز هست که حمایتهای خاص و ‌ویژه ای از شما و چنین معلولانی صورت گیرد تاکنون چه اقداماتی انجام شده و چه زمینه هایی وجود دارد؟

ببینید خیلی امتیاز ویژه ای  دولتها یا قانونگذاران قائل نشدند مثل سایر معلولان فقط یک درصدی از سهمیه استخدامی وجود دارد که ناچیز است اما ما سعی کردیم خودمان پیش قدم شویم آستین بالا بزنیم تا توانمندی هایمان را به همه ثابت کنیم در این خصوص فعالیتهای نسبتأ خوبی هم انجام شده و به صورت جدی از سال ۸۸ انجمنی در کشور به نام کوچولوهای ایرانی با کمک برادرم حمید که او نیز وضعیتی مشابه دارد برای ایجاد تعامل و‌ همفکری بیشتر میان اعضا که چند هزار نفر هستند تشکیل شد که بعدأ به انجمن کوتاه قامتان بلند همّت تغییر نام یافت و جمله زیبای (ارزش و منزلت هر کس به همت و اراده اوست) از حضرت علی (علیه السّلام) را به عنوان شعار و هدفمان برگزیدیم تا بتوانیم توانمندی های خودمان را بیشتر به نمایش بگذاریم و مشارکت در برنامه های فرهنگی و هنری کشور نیز بیشتر با همین هدف صورت می گیرد همینطور شرکت در مسابقات ورزشی گوناگون که جهت ایجاد روحیه خودباوری و فراهم کردن زمینه ورود دوستان به عرصه های اجتماعی صورت می گیرد که می توان از برگزاری مسابقه ای با نمایندگان مجلس و نیز تیم تپل اسپورت ( سنگین وزنها) یاد کرد که در نوع خود جالب توجه و اثر گذار بود .

هیچ وقت سیرجان آمده اید؟ بله به یاد دارم که در یکی ازسفرهای کاری ام  به شهر شما آمده بودم و‌ خاطرات خوشی را از مردم آنجا دارم. امیدوارم این سفر برایم تکرار شود.

لینک کوتاه : https://sirjannews.ir/?p=12496
  • نویسنده : شهرام نیکویان

برچسب ها

نوشته‌های مشابه

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.